رنجهای فراموش شده:اسناد هجوم به بیت فاطمه سلام الله علیها
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم
یا علی مدد
رنجهای فراموش شده
پیش گفتار
یکی از روش های اطمینان به صحت وقوع حوادث جمع آوری اسناد حاکی از بازگویی یک حادثه از زبان شاهدان عینی می باشد.
همین امر موجب گردیده است تا افرادی که در پی انکار مصائب حضرت زهرا سلام الله علیها می باشند با اتکا به این نکته که جو خفقان حاکم در دوران خلفا و پی آمدهای فرهنگی بیست وسه سال غصب خلافت در میان مسلمانان مانع بزرگی در مسیر بازگویی حوادث هجوم به بیت فاطمه سلام الله علیها بوده است.روش زیرکانه ای را جهت دستیابی به اهدافشان تعقیب نمایند.
در شماره 668 از روزنامه آفتاب در ضمن مقاله مفصلی پرسشی از جانب محمد جواد حجتی کرمانی مطرح شده بود که به آرامی همین هدف را دنبال می نمود.
متن سوال مندرج در روزنامه آفتاب(شبهه)چنین بود:
من می پرسم در زمان حضرت علی علیه السلام و از زبان آن حضرت علیه السلام چند بار از این حوادث تاثر آور سخن رفته و به رخ مخالفان کشیده شده است؟پاسخ دهید!
در این نوشتار ابتدا به نقل مواردی می پردازیم که حاکی از بازگویی حوادث هجوم در زمان حضرت علی علیه السلام می باشند و پس از آن موارد یاد آوری حوادث هجوم به بیت فاطمه را از زبان حضرت علی علیه السلام ارائه می نماییم.
گفتار یکم: بازگویی حوادث هجوم به بیت فاطمه سلام الله علیها در زمان حضرت علی علیه السلام
سند شماره یک
سلمان فارسی نقل می کند:
...و القوا فی عنقه حیلا اسود و حالت فاطمه سلام الله علیها بین زوجها و بینهم عند باب البیت فضربها قنفذ بالسوط علی عضدها...
ثم انطلقوا بعلی علیه السلام ملببا بعتل حتی انتهوا به الی ابی بکر و عمر قائم بالسیف علی راسه...(الاحتجاج،ج1 ص212)
...و در گردنش طناب سیاهی انداختند در حالی که فاطمه در کنار درب خانه بین همسرش و آنها جدایی انداخته بود.پس قنفذ با شلاق بر بازویش زد...سپس علی را در حالی که گریبانش را گرفته بودند و به شدت کشیده می شد به نزد ابوبکر بردند.در حالی که عمر با شمشیر ایستاده بود و شمشیر را بالای سر او(امیرالمومنین)گرفته بود...
سند شماره دو
مقداد نقل می کند:
...دختر رسول خدا از دنیا برفت و خون از پشت و پهلوی او میرفت بسبب ضرب شمشیر و تازیانه ای که شما بر او زدید...(کامل بهائی،ج1 ص 312)
سند شماره سه
...فلما قبض رسول الله و جری ما جری فی یوم دخول القوم علیها دارها و اخراج ابن عمها امیرالمومنین و ما لحقها من الرجل اسقطت به ولدا تماما و کان ذلک اصل مرضها و وفاتها.(مدینه المعاجز،سید هاشم بحرانی،ج1 ص 369)
هنگامی که رسول الله از دنیا رفت و آنچه در روز وارد شدن آن گروه بر او در خانه اش و بیرون آوردن پسر عمویش امیرمومنان اتفاق افتاد وآنچه از آن مرد به او رسید پسری کامل را سقط کرد و همین امر علت اصلی بیماری و از دنیا رفتنش بود.
سند شماره چهار
بریده اسلمی خطاب به مهاجمین می گوید:
یا عمر اتیت علی اخی رسول الله و وصیه و علی ابنته فتضربها و انت الذی تعرفک قریش بما تعرفک به!(عوالم العلوم،شیخ عبدالله بحرانی،ج 11 ص 592)
ای عمر،نزد برادر رسول الله و وصی او رفتی و همچنین نزد دختر پیامبر رفتی و او را زدی،و تو همان کسی هستی که قریش تو را به انچه میشناسدت میشناسند!
سند شماره پنج
عقیل در فردای تدفین شبانه و مخفیانه حضرت زهرا سلام الله علیها خطاب به عمر بن خطاب چنین گفت:
و انتم والله لاشد الناس حسدا و اقدم عداوه لرسول الله و اهل بیته،ضربتموها بالامس و خرجت من الدنیا و ظهرها بدم و هی غیر راضیه عنکما.(کامل بهائی،ج1 ص 312)
به خدا قسم حسد شما به پیامبر و اهل بیت او و دشمنی شما به او از همه بیشتر و شدیدتر است.دیروز او(حضرت زهرا سلام الله علیها)را زدید و در حالی از دنیا رفت که خون از پشت و پهلوی او می رفت و از شما دو نفر ناراضی بود.
سند شماره شش
ابن عباس نقل می کند:
..ثم عاد عمر بالنار فاضرمها فی الباب فاحرق الباب ثم دفعه عمر فاستقبلته فاطمه و صاحت یا ابتاه!یا رسول الله!فرفع السیف و هو فی غمده فوجا به جنبها فصرخت فرفع السوط فضرب به ذراعها.(بحارالانوار،ج43 ص 197)
سپس عمر با آتش بازگشت و آن را در درب خانه شعله ور ساخت و درب را به آتش کشید.سپس عمر درب را هل داد و در آن هنگام فاطمه سلام الله علیها روبرویش ایستاد و فریاد زد پدر جان،ای رسول خدا،پس عمر شمشیر را در حالی که در غلافش بود بلند کرد و به پهلوی حضرت زهرا سلام الله علیها زد.
حضرت فاطمه سلام الله علیها فریادی کشید.پس عمر شلاق را بلند کرد و آن را به بازوی او زد...
سند شماره هفت
زنان بنی هاشم-در ماجرای ترور نافرجام امیرالمومنین علیه السلام توسط خالد بیرون آمدند و چنین گفتند:
یا اعداء الله!ما اسرع ما ابدیتم العداوه لرسول الله و اهل بیته و لطال ما اردتم هذا من رسول الله فلم تقدروا علیه. فقلتم ابنته بالامس ثم تریدون الیوم ان تقتلوا اخاه و ابن عمه و وصیه...(عوالم العلوم،ج 11 ص 598)
ای دشمنان خدا!چه زود دشمنی را باپیامبر خدا و خاندانش آشکار ساختید و این خواسته شومتان درباره پیامبر چقدر طول کشید و نتوانستید بر آن جامه عمل بپوشانید.پس دیروز دخترش را کشتید و امروز می خواهید برادر و پسر عمو و وصی اش را به قتل برسانید..
سند شماره هشت
جابر بن عبدالله انصاری پس از نقل روایتی درباره امیرالمومنین علیه السلام از زبان رسول خدا می گوید:
فعصوه والله و خالفوا امره و حملوا علیه السیوف...(امالی شیخ طوسی،ص 58)
به خدا قسم سرکشی کردند و با دستورش مخالفت نمودند و با شمشیرها بر او یورش بردند...
سند شماره نه
عمرو بن ابی المقدام به واسطه پدرش از جدش نقل می کند:
فلما انتهینا الی الباب فراتهم فاطمه اغلقت الباب فی وجوههم...فضرب عمر الباب برجله فکسره و کان من سعف ثم دخلوا فاخرجوا علیا ملببا.(تفسیر عیاشی،ج2 ص 66)
وقتی به کنار درب رسیدیم فاطمه آنها را دید و درب را به رویشان بست...پس عمر با پایش به آن درب که جنسش از شاخه درخت خرما بود کوبید و آن را شکست.سپس وارد شدند و علی را کشان کشان بیرون آوردند.
سند شماره ده
زید بن اسلم از پدرش نقل می کند:
کنت فی جمع الحطب الی باب علی قال عمر والله لئن لم یخرج علی بن ابی طالبلاحرقن البیت بمن فیه.(الشافی،ج4 ص 173)
من در میان کسانی بودم که بر درب خانه علی هیزم جمع کردند.عمر گفت به خدا قسم اگر علی بن ابی طالب خارج نشود خانه را با هر کس که در آن است آتش می زنم.
سند شماره یازده
محمد بن عبدالرحمن بن السائب بن زید از پدرش نقل می کند:
شهدت عمر بن الخطاب یوم اراد ان یحرق علی فاطمه بیتها فقال ان ابوا ان یخرجوا فیبایعوا احرقت علیهم البیت.فقلت لعمر ان فی البیت فاطمه،افتحرقها؟قال سنلتقی انا و فاطمه!(الشافی،ج4 ص 173)
عمر بن خطاب را در روزی که می خواست خانه فاطمه را به اتش بکشد دیدم که گفت اگر از خارج شدن برای بیعت خودداری کنند خانه را بر انها به اتش میکشم.من به عمرگفتم:فاطمه در این خانه است.آیا او را می سوزانی؟
گفت به زودی من و فاطمه رو به رو خواهیم شد!
سند شماره دوازده
ابو عثمان انصاری نقل می کند:
لما بایع الناس ابابکر دخل علی والزبیر والمقداد بیت فاطمه و ابوا ان یخرجوا فقال عمر بن الخطاب اصرموا علیهم البیت نارا...(امالی شیخ مفید،ص49)
هنگامی که مردم با ابوبکر بیعت کردند علی و زبیر و مقداد وارد خانه فاطمه شدند و از این که برای بیعت با ابوبکر بیرون بیایند خودداری کردند.پس عمر بن خطاب گفت خانه را بر آنها به آتش بکشید.
سند شماره سیزده
عدی بن حاتم طائی نقل می کند:
ما رحمت احدا رحمتی علیا حین اتی به ملببا فقیل له بایع قال فان لم افعل؟قالوا اذا نقتلک...(تلخیص الشافی،ج3 ص 79)
من برای هیچ کس آنطور که برای علی دلسوزی کردن متاثر نشدم.در آن هنگام که او را کشان کشان آوردند و به او گفتند بیعت کن.
گفت و اگر نکنم؟
گفتند در آن صورت تو را می کشیم...
گفتار دوم: بازگویی حوادث هجوم به بیت فاطمه سلام الله علیها از زبان حضرت علی علیه السلام
سند شماره یک
امیرالمومنین علیه السلام در پاسخ به این سوال که چرا عمر همانند سایر کارگزارانش از قنفذ غرامت نگرفت فرمودند:
شکر له ضربه ضربها فاطمه بالسوط فماتت و فی عضدها اثره کانه الدملج...(عوالم العلوم،ج 11 ص 570)
از ضربه ای که با شلاق به فاطمه زد تشکر کرد...پس فاطمه از دنیا رفت در حالی که در بازویش اثر آن ضربه همچون بازوبند باقی بود...
سند شماره دو
امیرالمومنین علیه السلام در پیامی خطاب به عباس فرمودند:
ان فاطمه بنت رسول الله لم تزل مظلومه،من حقها ممنوعه،و عن میراثها مدفوعه...(امالی شیخ طوسی،ص 156)
فاطمه دختر پیامبر خدا همیشه مظلوم بود،از حقش بازداشته شد و از آن چه به او ارث رسیده بود رانده شده بود...
سند شماره سه
امیرالمومنین خطاب به ثابت بن قیس شماس فرمودند:
ارادوا ان یحرقوا علی بیتی و ابوبکر علی المنبر یبایع له و لا یدفع عن ذلک و لا ینکره.(امالی شیخ مفید،ص 50)
می خواستند که خانه ام را بر من بسوزانند و در آن حال ابوبکر بر روی منبر نشسته بود و برای او بیعت می گرفتند و او از آن کار باز نمی داشت و آن را زشت نمیشمرد و از آن نهی نمی کرد...
سند شماره چهار
امیرالمومنین خطاب به جمعی از یارانشان که قصد پایین کشیدن ابوبکر را از فراز منبر رسول الله داشتند فرمودند:
والله لو فعلتم ذلک لشهروا سیوفهم مستعدین للحرب والقتال کما فعلوا ذلک حتی قهرونی و غلبونی علی نفسی و لببونی...(الخصال،ص 462)
به خدا سوگند اگر شما آن کار را انجام دهید قطعا شمشیرهایشان را کشیده برای جنگ آماده خواهند شد.همانطور که این کار را در مورد من انجام دادند تا اینکه مرا مقهور کردند و بر من چیره شدند و مرا کشیدند...
منبع:http://shiatube.com